نمایش کمدی الهی، به کارگردانی آقای پوریا گلستانی
برداشتی آزاد از کمدی الهی اثر دانته
“نوشتهای درباره نمایش کمدی الهی، به کارگردانی پوریا گلستانی“
هالین

ثبت لحظه توسط گروه هالین
برخی از نظرات و یادداشتهایی از اعضای هالین درباره کمدی الهی
امیرحسین سرمنگانی؛
به نظر من درباره این نمایش به همین راحتیا نمیشه نظر داد. مواردی در صحنه و اجرا بود که گاهی مخاطبین متوجه آنها نمیشدند و در برخی موارد حتی برعکس هم میشد. یعنی مخاطب چیزی فراتر از ذهن کارگردان و عوامل برداشت کرده بود. چیزی که شاید خود عوامل به آن پی نبرده بودند.
به نظرم این نمایش رو به دو صورت میشه دید. یکی این که کمدی الهی از دانته رو بخونیم و بعد به دیدن نمایش بریم و طبق روایت های دانته نمایش رو ببینیم. یا این که نخونده باشیم و با برداشت آزاد ذهنی خودمون نمایش رو ببینیم.
که من خودم دومی رو دوست داشتم، اما حیف که خونده بودم.
ما تو این نمایش شاهد یک پرفورمنس هستیم. یک نمایش بدون دیالوگ.
چیزی که من رو اذیت کرد اندازهی صحنه اجرا بود.
قرار نیست وقتی صحنه بزرگه و جا هست، همه صحنه رو استفاده کرد!
تماشاگران باید همش سر بچرخونن و دنبال کنن نمایش رو. این هم اشکال نداره، ولی حداقل با نور باید فوکوس کشیده بشه. دوتا اجرا در جاهای مختلف صحنه فکر نمیکنم زیاد درست باشه.
دودزا ها و بوی دود حاصل از جوشکاری مسئلهای است که باید از قبل به مخاطب اعلام بشه. کسانی هستند که مشکلات تنفسی یا آلرژی دارند و بدون آگاهی بلیت تهیه میکنند و اذیت میشن.
نمایش کاملا درست خط رواییش رو پیش میبره و شما کاملا متوجه بهشت و جهنم و برزخ میشید و درکش میکنید.
درباره اکتها اگه بخوام بگم که واقعا خوب بود. نور صحنه عالی بود و در دو پرده آخر شگفت زده خواهید شد.
علیرضا نصیری؛
کمدی الهی دانته سلوک معنوی دانته در ۳ قلمرو زندگی بعد از مرگ میباشد که در سه پرده” دوزخ ، برزخ ، بهشت “روایت میشود دانته در این اثر در این ۳ قلمرو سفر میکند تا در نهایت به خدا برسد،
دانته در این سفر مرشدی بنام ویرژیل بهمراه دارد که در نمایش توسط مردی که بادکنک قرمز بدست دارد نقش آفرینی میشود، ویرژیل در این سیر معنوی دست دانته را میگیرد و از جهنم و برزخ عبور میدهد اما نقطه شروع روایت تئاتر کمدی الهی از ورودی درب جهنم آغاز میشود،جایی که ویرژیل و دانته دست همدیگر را گرفته اند و تصویر جهنم بصورت نقاشی کلاسیک روی پرده سالن به تصویر کشیده میشود به همراه موسیقی کلیسایی که بگوش میرسد کارگردان در روایت جهنم از جدال دو کشتی گیر کمک میگیرد گویی جهنم فارغ از آتش و سوختن در حقیقت جدال انسان با وجدان و گناهان خود تجسم میشود در اثر کمدی الهی دانته باید از ۹ حلقه (مرحله ) جهنم به کمک ویرژیل عبور کند،
که البته کارگردان در روایت آن بصورت استعاری جدال کشتی را بر روی فرشی به شکل خاک که دارای ۹ حلقه دایره وار است به روی سن میآورد و قهرمان داستان ۹ بار توسط حریف(وجدان خود)به زمین می خورد و پشتش به خاک میافتد و این تصویری از عذاب دانته در روایت جهنم میباشد در طول این جدال صدای حیواناتی چون کرکس(نماد هرزگی) و گرگ (خشم و عصبانیت) توسط بازیگران، رقص کنان بگوش میرسد ( این حیوانات در داستان اصلی نیز وجود دارند) در پایان ویرژیل دست دانته که تمام بدن او به خاک آغشته شده را میگیرد و به برزخ هدایت میکند برزخ جایی است که انسانها در حالت بلاتکلیف هستند و مشخص نیست که به دوزخ میروند یا رهسپار بهشت میشوند.
در این تئاتر برای تصویر برزخ از بازی تکرار و بی پایان گیم کمک گرفته میشود، بازی که همه ما در کودکی تجربه آنرا داریم اگر خاطرتان باشد این هواپیما هیچ گاه به مقصد نمیرسد و هدف بازی فقط رکورد و امتیاز بیشتر است، هواپیمایی که سرنوشت نهایی آن اصابت با موانع و انفجار است و game over این بازی بی سرانجام بدرستی روایت ملال آور تکرار برای هیچ را تداعی میکند در داستان اصلی کمدی الهی ، دانته ۵ صفت ناپسند خود (خسیس، ولخرج ، عصبانی، تمبل و بداخلاق) را در قالب ۵ شخصیت جداگانه ملاقات میکند که در نمایش حاضر ۵ شخصیت یکی یکی از درون قفس آهنی خود بیرون می آیند و به بازی تکرار و حرکت دورانی سایر بازیگران اضافه میشوند ، در سیکل تکراری و ملال آور بازیگران بدور سن میچرخند و مجدد بر روی صندلی های فلزی مینشینند و مجدد روایت دوار تکرار میشود در نهایت ویرژیل دانته را در انبوهی از دود به بهشت هدایت میکند در قلمرو بهشت مرشد دانته تغییر میکند و بئاتریس معشوقه دانته او را همراهی میکند بئاتریس در نهایت دانته را به سمت منشا نور الهی رهسپار میکند و ملاقات با خدا اتفاق می افتد ملاقات با خدا در قالب منشا نور صورت میگیرد و خدا ذات نورانی خود را در جهان نمایش تکثیر میکند.
انگار هر کدام از تماشاگران تکه ای از نور حقیقت نصیبشان میشود گویی خدا در میان همه ما در سالن پخش میشود در منطق روایی کارگردان تعامل تماشاگر با داستان وارد سطحی جدید میشود و در این پرده تماشاگران داخل سالن نیز بعنوان بازیگرانی جدید وارد نمایش میشوند و در نهایت شادی و سرمستی درون قلمرو بهشت با بازی توپهای رنگی به اوج میرسد و پرفورمنس در نهایت خود کامل میشود این شادی کودکانه همچون موهبتی رنگی به تک تک حاضرین پرتاب میشود و همه حضار در این میهمانی مشارکت میکنند بر عکس تصویری که در تعالیم دینی برایمان ارایه شده و بهشت مکانی برای لذت جویی (خوردن بی نهایت از میوه ها و غذاها ی بهشتی و کامجویی جنسی بدون مرز با حوری و قلمان ) وعده داده شده در فلسفه کارگردان تصویری نو از بهشت ارائه میشود مکانی برای شادی و آسودگی کودکانه بعد از نمایش این فکر در ذهن من مدام تکرار میشد که انگار در جهان بینی صاحب اثر همه ما به نوعی بهشت را در کودکی خود تجربه کرده ایم.
نمایش کمدی الهی پرفورمنسی حقیرانه از یکی از بزرگترین آثار کلاسیک جهان ماست و البته فارغ از جزییات پر زرق و برق داستان اصلی به شیوه ای ساده و استعاری با بضاعت فنی و نمایشی کارگردان و تئاتر ایران ارائه میشود به نظرم در دو فصل اول داستان با وسواس و خلاقیت کمتری روایت شده و دارای ایرادات بسیاری است که هر بیننده ای میتواند تعدادی از آنها را برشمرد، اما روایت بهشت نقطه قوت این تئاتر میباشد که باعث شده در نهایت تماشاگر راضی و خشنود سالن را ترک کند
چه جمع خوبیه هالین. منم میتونم حضور داشته باشم؟
چرا که نه! تو صفحه اصلی، گزینه عضویت در هالین رو بزنید.
خیلی دوست داشتم باهاتون بیام. ولی نمایش خوبی بود. مرسی بابت پیشنهاد