هرقلمرویی شاهی دارد و هر شاهی خائنی، «مَثلِث» داستان خیانت یک مرد وفادار به شاه و داستان خیانت یک شاه وفادار به مرد و داستان خیانت یک زن وفادار به مرد و شاه است. یک مثلث خائنانه که در دل یک پاساژ اتفاق میافتد و هیچکس پایان آن را نمیداند جز سه برادر سرنوشت و سه نویسنده اثر! هالین برخی از نظرات و یادداشتهایی از اعضای هالین درباره نمایش مَثلِث امیرحسین سرمنگانی؛ این نمایش به نظر من تونسته بود در ژانر و سبک خودش امتیاز کاملی رو از مخاطبان علاقهمند به این سبک دریافت کنه. نمایش برداشت آزادی و یا یک پارودی از مکبث بود. پارودی یا نقیضه تقلید طنزگونه از یک اثر هنری دیگهای هست که خالق اون برای خلق اون نقیضه حتما نباید کاملا پایبند به اثر اصلی باشه و صرفا از دید طنز به اون اثر نگاه میکنه و با توجه به اون یه نقیضه یا پارودی خلق میکنه. صحرا الهی؛ اولین کار برای روبهرو شدن با این تئاتر اینه که از قیاس با ژانرهای دیگه بیاریمش بیرون! شکیبا صاحب؛ من زیاد طرفدار محتوای عروسکی نیستم، چه تئاتر، چه فیلم و کارتون. اولی هم که دیدم کلا قراره نمایش عروسکی باشه یکم تو ذوقم خورد، شاید اصلا اگر از اول میدونستم کلا کار عروسکیه نمیاومدم. علیرضا نصیری؛ ببینید این اگر بخواهیم نمایشنامه را به دو قسمت فرم و محتوا تقسیم بکنیم این نمایشنامه احتمالاً از نظر ارائه فرم قابل قبوله یعنی شیوهای که برای ارائه این نمایشنامه انتخاب کرده از طریق استیکر و مثلث و… یه فرم جدیده من تا اینجا اصلا با اثر مشکلی ندارم…
(خلاصهای از نمایشِ مثلث که در سایت تیوال درج شده بود.)
“نوشتهای درباره نمایش مثلِث، به کارگردانی قیس یساقی“

ثبت لحظه توسط آقای رضا جاویدی
کار دارای عروسکگردانی بود و طنز بود. که شاید تو سلیقه خیلیها نباشه و وقتی سلیقه کسی نباشه طبیعتا آدم میگرده دنبال بدیهای کار. ( یکیش خودم ) این اثر رو نباید به نظرم با اثر دیگهای مثل صد در صد مرده و یا هیدن و … مقایسه کرد. اینا تو یه لیگ دیگه ای هستن. این که تونسته بودن با چهارتا وسیله ساده که عروسک هم نبودن، یه اثری مینیمال و جدید خلق کنن، که منی که مخاطب کار طنز نیستم بشینم پای این اثر و تو دلم غر نزنم، به نظرم موفق بودن و کارشون خوب بود… در نهایت اگه گاردتون نسبت به این سبک کار ها خیلی زیاده، این نمایش به درد تماشا نمیخوره. اگه مثل من یکم گارد دارید، این نمایش راضیتون میکنه.
من خیلی به واکنش های بقیه و تجربه خودم فکر کردم، درباره این کار اولین دریافتم این بود که ما چقدر گارد داریم! و چقدر سخته برامون عبور از ایده های ذهنیمون از چیزی.
مثلا من از تئاتر یه چیزی تو ذهنم هست یا از هر آدم یا موضوع دیگه، وقتی میرم و میبینم چقدر اون اثر، اون آدم فاصله داره به ذهنم، نمیتونم به راحتی ذهنم خاموش کنم…! که خوب اوکی این تجربه فاصله زیادی داره با اونچه تو میخوای اما حالا مهلت بده بیبین اینی که باهاش روبهرویی چیه؟
و خوب بعد چند دقیقه تونستم این کارو بکنم،و فکر میکنم اجرا،صداسازی،فضاسازی خیلی بدیعی بود اینکه تو بتونی با چندتا دایره و دوتا مثلث قصه بگی منو برد به نمایش های خیلی قدیم که آدمهای دوره گرد با یه تکه پارچه ساده مردم جمع میکردن و قصه میگفتند. بنابراین قصه خیلی چیز مهمی هست. قصه این کار در فرم روایت بدیع بود اما محتواپردازی مثل خیلی از کارهای دیگهی کمدی سالهای اخیر دچار یه تقلیل گرایی به موقعیت ها و کنایه هایی که میدونیم احتمالا فقط سریع خنده میگیره از مخاطب. نه اینکه حقیقتا یک موقعیت تراژدیک رو تونسته باشیم به دام کمدی بکشونیم.
و یک چیزی هم درمورد اینکه چرا این کار رو تشویق زیاد کردیم اگه خیلی مورد پسندمون نبود به ذهنم امد. فکر میکنم بین اعتبار و احترام مرز وجود داره. مثلا خنده مخاطبی که تو سالن هست اما من حتی به نیشخندم نرسیدم درسته آزارنده است و پیش من نامعتبر اما محترمه!
نمایشهم که فقط برای من اجرا نمیشه که بگم اه به چی میخندین لعنتی ها،چرا انقدر غیرمتناسب میخندین؟ اینا همه تو کله ماست! ممکنه تو کله یکی دیگه یه چیز دیگه باشه! در مورد تشویقم همینه، اولا که یه مخاطبی میتونه تصمیم بگیره بلند نشه یا دست نزنه و اعتراض اینجوری اعلام کنه اما احترام بزاره به تشویق و حس و حال بقیه!
برای من همیشه اجرای همه گروهها محترمه و قابل ایستادن و کف زدن، برای تمام زحمتی که میدونم چقدر پیچیده و دشوار است.
برای همون چند دقیقه کاری که حالا به زعم من استانداردشم مورد قبول نبوده،اما معتبر نیست لزوما پس میتونم نقد کنم که کجاها به نظرم از اعتبار آنچه که مدعی روایتش بود می افتاد.
با نقدهای کلی فراستیطور که این ماقبل فیلم یا تئاتر هم مشکل دارم، بهتره حوصله کرد و محترم شمرد آثار رو ولی نقد معتبر کرد که گفتن وشنیدنش خیلی رشد دهنده است برای خودمون و بقیه.
امتیاز من به این کار در اجرا در ژانر خودش 4 از 5 و در محتوا ۲ از 5
اما میتونم بگم که نمایش قابلقبولی بود. هماهنگی عروسکگردانها خیلی خوب بود، خلاقیت داستان و فرم عروسکها خیلی خوب بود، کمدی یه جاهایی سخیف بود، اما در کل جوری نبود که تماماً ابتذال باشه. تجربه جدیدی بود. نگاه متفاوت، بدیعبودن کار و عروسکگردانی و صداپیشگیِ مسلط، نقاط قوت بودن برای من. امتیاز کلی: ۳ از ۵.
من محل اشکالم در حقیقت محتوای اثره ببینید در پوستر تئاتر عنوان میشه که این نمایشنامه بر اساس سه تا اثر شکسپیر در حقیقت ساخته شده، احتمالاً اون سه تا اثر مکبث اوتللو و هملت هست که اینا رو اومده شخصیت ها رو یه مقدار با هم تلفیق کرده و جابجا کرده و در حقیقت نمایشنامه خودش رو بر اساس اون نوشته.
ببینید در هر نوع اقتباسی ما باید یک چهارچوبی داشته باشیم و به روح اثر در حقیقت پایبند باشیم شما وقتی داری از شکسپیر اقتباس می کنی میتونی در جزئیات یه خورده تغییرات به وجود بیاری فرم ارائه رو عوض بکنی حتی پایان بندی را هم به سلیقه خودت تغییر بدی ولی نمیتونی نمایشنامه شکسپیر رو بیاری روی صحنه ولی ناقص ارائه بدی، این دیگه میشه ارائه سلیقهای… نمایشنامه شکسپیر جنایت و مکافات با هم هستش این اثر فقط قسمت جنایت رو حذف میکنه. ببینید توی این اثر میاد یه پسری میره یه پادشاهی که پدرش هست رو برای گرفتن جانشینی اون میکشه و بعد متوجه میشه پدرش با همسرش در ارتباطه و میره همسرش رو هم میکشه و نمایشنامه همینجا تموم میشه….
میخوام بگم که شما اومدی فقط قسمت جنایتش رو با شوخیهای اروتیک که در سراسر نمایشنامه میخواد خنده بگیره و تقریبا هم موفقه توی این کار ارائه میکنه ولی قسمت مکافاتش رو حذف میکنه این دیگه اثر شکسپیر نیست، اقتباس شکسپیر نیست، این یک داستان هجو جنایی هست که داره توسط این فرد عنوان میشه. ببینید تمام نویسندگان بزرگ از شکسپیر گرفته تا داستایوفسکی تا اوزو اقتباسش رو برین بررسی کنین مثلاً اقتباس فیلم اولد بوی از اثر اوزو رو ببینیم،
جنایت و مکافات با هم دیده میشه با اینکه اوزو معتقد در پایان نباید مرگ اتفاق بیفته قسمت مکافاتش ولی عذاب وجدانی که به شخصیت اصلی فیلم وارد میشه در حقیقت همون شکل مکافاتی هست که توی اولد بوی به نمایش گذاشته میشه. من معتقدم این تئاتر یک اقتباس نادرسته و ناقصه، شما اثر شکسپیر رو اقتباس نکردی و این کار را هم با سخیف ترین شکل و هجو این کارو اومدی انجام دادی که ادعا میکنی مثلاً رفتم یه پارودی ساختم.
در مورد یه نکتهای هم که یکی از دوستان اومد گفتش چرا یه سریا نشستن و تشویق نکردن و بی احترامی شد به بقیه که ایستادن، اینجا هم باهاتون در حقیقت مخالفم هر کسی میتونه از اثر خوشش نیاد و در پایان تشویق نکنه اون نمایشنامه رو چه اشکالی داره!؟ در تمام طول نمایشنامه نشسته بقیه خندیدن، در صورتی که از نظر اون اصلا خنده دار نبوده ولی احترام گذاشته تا پایان نمایش نشسته ولی در پایان ایستاده تشویق نمیکنه این آدم باید بتونه دوست نداشتم و اعتراض این را به کارگردان اثر نشون بده به نظر من این محترمانه ترین شکل شما چرا فکر میکنید این به شما بی احترامی شده؟!
شما احترام بزار به این نظر منفی که این دوستمون داشته چرا اینو بی احترامی به خودت تلقی میکنی…! من به نظرم موقعی که همه ایستاده به مدت طولانی که کارگردان تشویق میکنن در کارگردان این توهم به وجود میاد که اثر بدون نقصی ساخته شده و من با تشویق نکردن این رو نشون میدم…به لذتی که شما از این فیلمنامه هم از این نمایشنامه بردید احترام میذارم دوست داشتین نمایشنامه رو اشکالی نداره… ولی به نظرم هیچ ایرادی نداره که یه نفر از این نمایشنامه خوشش نیاد تشویق نکنه، این در همه جای دنیا هم متداوله یعنی چیزی نیست که مثلا یک چیز پذیرفته شده، یک پروتکل پذیرفته شده نیست، شما در همه جای دنیا میبینید که اعتراضشون رو به نمایشنامه نشون میدن.
درباره نمایش مثلث