شروع نمایش و یا تئاتر در ایران از چه زمانی آغاز شد؟
اولین نمایشنامهنویس در ایران چه کسی بود؟
اولین سالن نمایش در ایران در چه زمانی و به دست چه کسی ساخته شد؟
پدر تئاتر ایران کیست؟
اولین زن تئاتری در ایران کیست؟
و در آخر اولینهای تئاتر در ایران چه کسانی بودند؟
ما در این مطلب سعی کردیم که هرآنچه که در تئاتر ایران اولین بار اتفاق افتاده را برای شما عزیزان هالین روایت کنیم.
“اولینهای تئاتر در ایران“
هالین

نمایش در ایران از چه زمانی آغاز شد؟
قبل از این که به بخواهیم از آغاز نمایش در ایران صحبت کنیم، بهتره یه معنا و تعریف تئاتر یا نمایش بپردازیم.
تئاتر یکی از شاخههای هنرهای نمایشی است که داستان و یا روایتی را در برابر تماشاگران نمایش میدهد. تئاتر پیشتر به معنای مکان اجرا بود، نه خود نمایش. این کار توسط یک یا چند بازیگر در یک محیط باز به نام «سن» انجام میگیرد و توسط کارگردان هدایت میشود.
تئاتر یک واژهای به زبان یونانی یاستان است که در لغت به معنیِ «چیزی است که به آن نگاه میکنند». در فارسی به تئاتر «نمایش» یا «تماشا» میگویند.
حالا با این تعاریف میتوان گفت که نمایش یا تئاتر، نه تنها در ایران، بلکه در جهان هم به طور قطعی نمیتوان گفت که اولین بار در چه تاریخی و کجا رخ داده است! چرا که نمایشگران عامی خواندن و نوشتن نمیدانستهاند و نمایشهایشان توام با بداههگویی و آفرینش حضوری بوده است.
این به این معنی است که نگاه کردن و روایتگری از دیرین همراه انسان بوده و جایی ثبت نشده که بخواهیم به آن استناد کنیم.
تئاتر یا نمایش در ایران، پیشینهای طولانی دارد. پسزمینه تئاتر در ایران به دوران باستان برمیگردد. بعدتر سبکهای ویژه نمایشی ایرانی مانند تعزیه، روحوضی، خیمهشببازی و سیاه بازی شکل گرفتند.
تئاتر در ایران، با گونههای بومی نمایان شدهاست. ایرانیان، گونهٔ ویژهای از درام را داشتند؛ شیوهٔ اجرایی قابل توجه، معروف به نقالی که یک هنر کهن داستانگویی است و گاه شامل موسیقی نیز میشود.
سنت نمایشی ایران، وامدار گونههای نمایشی بومی مانند نقالی و عروسکگردانیها است اما نمایشهای مذهبی نیز جنبهای دیگر را به این سنت افزودهاند. تعزیه (که در آن واقعه کربلا نمایش داده میشود) نقشی قابل توجه در تئاتر ایران داشتهاست. لوئیس پِلی در کتاب مفصلش درباره مجالس تعزیه تحت عنوان «نمایش آیینیِ حسن و حسین» میگوید: «اگر موفقیت نمایش را با تأثیراتی که بر مخاطبانش برمیانگیزد ارزیابی کنیم هیچگاه هیچ نمایشی از تراژدیای که در عالَمِ اسلامی تحت عنوان تراژدی حسن و حسین شناخته میشود پیشی نگرفته است.»
تئاتر جدید و مدرن اروپایی همچون بسیاری دیگر از مظاهر غربی در زمان ناصرالدین شاه به ایران آمد.
تا قبل از سفرهای سهگانهٔ ناصرالدین شاه به اروپا تئاتر غیرتعزیهای ایران تنها به یک سری نمایشهای سبک کوچه بازاری خلاصه میشد. روحوضی و تقلید کاری نمونهای از آن بود.
اشخاصی چون شیخ شیپور، شیخ کرنا یا کریم شیرهای تئاترهایی فیالبداهه اجرا میکردند و خاطر شاه منبسط میگردید؛ ولی سفر شاه به اروپا و دیدن عظمت و شکوه اپراها و سالنهای نمایشی آنجا دل شاه را برد.
وی که شیفته ظاهرسازی بود و قبل از آن تکیه دولت را برای اجرای تعزیه تأسیس کرده بود، برای اجرای تئاتر مدرن فرمان به تأسیس سالنی در تهران داد.
از سوی دیگر، به گفته «الول ساتن» نیز، اولین کسی که به نضج و پیدایش نهضت تئاتر ایران کمک کرد، ناصرالدین شاه بود که در سال ۱۲۹۰ هجری که وی سفری به فرنگستان کرد. او تئاتر اروپایی را اندکی دیده بود و چون به ایران بازگشت، مسبب تحولی در اجرای تعزیههای درباری شد. در این دوره بود که تکیه دولت ساخته شد و بدعت دیگر، وجود تعزیهگردان بود که معادل ناظم نمایش یا رژیسور است.
مقارن این احوال بود که نخستین رشته از نمایشهای غیر مذهبی به زبان پارسی نوشته و بازی شد. چندین نمایش کوچک که موضوع آنها، اوضاع اجتماعی ایران بود از قلم «میرزا ملکم خان» تراوش کرد و نیز ترجمههای مشهور وزیر خان لنکران – حکایت دزد خرس افکن – که اصل ترکی آنها را فتحعلی آخوندزاده نوشته بود.
شاید یكی از روشنترین مدارك قابل استناد در مورد وجود نمایش “تاریخ بخارا“ باشد كه در ٥٢٢ بوسیلهی ابونصر قبادی به فارسی ترجمه شده كه در آن از تعزیهی مردم بخارا بر مرگ سیاوش سخن میرود : “مردمان بخارا را در كشتن سیاوش نوحهاست چنانكه در همهی ولایتها معروفست و مطربان آنرا سرود ساختهاند و قوالان آنرا گریستن مغان خوانند و این سخن زیادت از سه هزار سال است…“
همچنین شواهدی وجود دارد مبنی بر اینكه اسكندر همراه سپاه خود تعدادی نمایشگر نیز با خود به همراه آورده است (حدود ٣٢٣ قبل از میلاد) و روایات دیگر حاكی از آن است كه در این دوره تماشاخانههایی در همدان و كرمان وجود داشته است كه احتمالا بعدها بدست ساسانیان ویران شده است.
علی نصر را میتوان به عنوان پدر تئاتر ایران نامید!
سید علی نصر در آغاز مشروطیت به کار نمایش و تئاتر روی آورد و «تئاتر ملی» را تأسیس کرد. سپس برای آموختن فن تئاتر به اروپا رفت و پس از بازگشت، «کمدی ایران» را در سال ۱۳۰۴ به سبک تئاتر اروپایی به راه انداخت. او ریاست کمیسیون نمایش را در سازمان پرورش افکار (تأسیس ۱۳۱۸) برعهده داشت. نصر همچنین هنرستان هنرپیشگی را در سال ۱۳۱۸ بنا نهاد و خود در آن به تدریس تاریخ هنر پرداخت. نصر برخی از آثار خود را از مولیر اقتباس کردهاست.
وارتو طریان را میتوان به عنوان اولین بانوی تئاتری در ایران نامید!
وارتو متولد ۱۲۷۵ خورشیدی و از دانشآموزان مدرسه هایگازیان، مدرسه ارمنی تهران، بود. او بعد از پایان تحصیلاتش در این مدرسه به سوئیس میرود و درس تئاتر میخواند. در حدود سال ۱۲۹۰ وقتی به تهران برمیگردد، وارد انجمن دوستداران تئاتر میشود و در نمایشنامههای زیادی همکاری میکند.
علاوه بر آن همینجاست که با آرتو طریان آشنا میشود که بعدتر و پیش از سال ۱۳۰۰ با هم ازدواج میکنند. سال ۱۳۰۰ سعید نفیسی، سیدرضا هنری، غلامعلی فکری، مشفق کاظمی، صادق مقدم و کامران همایونی گروه تئاتری تشکیل میدهند و نمایشنامههای «الاهه» به کارگردانی مجتبی طباطبایی و «پریچهر و پریزاد» نوشته رضا کمال شهرزاد به کارگردانی آرتو طریان را روی صحنه میبرند که مادام طریان در هر دوی اینها بازی میکند.
هر دو نمایش با استقبال تهرانیها مواجه میشوند و به همین دلیل در شهرهای رشت و انزلی هم روی صحنه میروند. پریچهر و پریزاد حتی آنقدر محبوب میشود که یک بار دیگر هم گراند هتل نمایش داده میشود.
سال ۱۳۰۰ حسن مقدم همراه با آرتو طریان کانون ایران جوان را تشکیل میدهد. نمایش بینظیر جعفر خان از فرنگ برگشته محصول همین کانون است. نمایشنامه جعفرخان نوشته حسن مقدم، نگاه تازهای به قشر تحصیلکرده فرنگ رفته دارد و آنها را نقد میکند. اما این نمایش این همه ماندگار نمیشد اگر کهنه پرستی ایرانیان را هم زیر سئوال نمیبرد.
نمایش حرف اول محافل روشنفکری و حتی عامیانه تهران میشود. در روزنامهها هم در باره آن مینویسند. از جمله منتقد روزنامه اقدام، روزنامهای که حسن مقدم آن را دوست دارد و میگوید با کهنهپرستی مبارزه میکند و برایش آرزو میکند کارش بگیرد، در باره آن مینویسد: «میتوان گفت بهترین شاهکارها و قابلترین ارمغانهای محصلین ماست.
ما این نمایش و امثال این را که معایب دیرینه و مفاسد نوین را ظاهر و قبح و زشتی آن را عیان میکند، در مقدمه اصلاحات محسوب میداریم…یکی از فواید نمایش مذکور انتقاد حکومت و وزرا و جراید و بیان معایب و نواقص آنهاست. مادام طریان که حالا با نام بانو لالا شناخته میشود، در چنین نمایشی بازی میکند و میدرخشد و به دلیل بازی خوب و شجاعتش به عنوان یک بازیگر زن، حسن مقدم نمایشنامه را به او تقدیم میکند و در جلد نمایشنامه مینویسد: «به مادام وارطو طریان»
امیدواریم این مقاله از هالین براتون مفید واقع شده باشه.